<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گلچین</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/</link>
<description>مطالب گوناگون </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 17 Jun 2008 18:25:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کچل شدم !</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>
به مناسبت بازی خداحافظی عليرضا منصوریان و همچنین از شدت گرمای یزد من خودم را کچل کردم !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;5&quot; style=&quot;color: rgb(0, 0, 255); font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;7&quot;&gt;استقلال&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt; &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;سرور&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;font size=&quot;6&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;پرسپولیسه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 18:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استقلال آسیایی</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>با اینکه استقلال 10 گل به پگاه نزد ، ولی اگر خوش شانس بود، می توانست حد اقل 8 بر صفر پیروز میدان شود. ولی در هر صورت استقلال، سپاهان و پیروزی و شاید هم صبا باتری به جام باشگاه های آسیا صعود کردند.&lt;br /&gt;برای رو کم کنی پرسپولیسی ها باید گفت : ژنرال امیر قلعه نوعی به استقلال بازگشته و فاتحه همه رقبا خوانده خواهد شد و استقلال متحول شده و نیز در صدد قهرمانی آسیاست.&lt;br /&gt;باید به طرفداران پگاه هم بگویم تخیل تحسین برانگیزی دارند، چون من در خواب هم نمی توانستم پگاه را آسیایی ببینم!&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 18:22:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماجرای کارگری من !</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>چند وقتی هست که مادر بزرگ من در خانه اش بنایی دارد، من هم برای سرگرمی به کارگرها کمک می کنم و با اونها رفیق شدم.&lt;br /&gt;... معمار اسمش اوستا فرج الله هست و مهدی ، رحیم، محمد و علی چهار تا کارگر او هست. روز اول که کنار معمار و کارگرانش بودم و کار خاصی نمی کردم، اوستا گفت: نمی خواهی کار کنی ؟ من هم قبول کردم که کار کنم !&lt;br /&gt;... اولین کارم آسان بود ، فقط گرفتن طناب تا آجرها صاف چیده شود ! پس از آن کار به خراب کردن حوض رسیدیم، حوض خیلی خیلی محکم ساخته شده بود، با پیکور و ...  افتادیم به جون حوض ، ولی مگر به این سادگی ها خراب می شد ؟! بالاخره خسته شدیم و دست برداشتیم .&lt;br /&gt;فردای اون روز یک انباری با بیش از 1000 آجر ساخته شد که من و مهدی در آجر رسوندن به اوستا کمک می کردیم. (مهدی برادر زن اوستا فرج الله هست)&lt;br /&gt;انباری که تمام شد بیرون حیاط را می خواستیم سرامیک بچسبانیم، برای این کار  آجرهای پشت آن ها را به کمک محمد و رحیم کندیم. اوستا با گل سرامیک ها را می چسباند و رحیم هم دوغاب می ریخت.&lt;br /&gt;پس از مدتی حوض را  هم خراب کردیم و از نو آن را ساختیم.&lt;br /&gt;در این چند روز من هم چند تا کار یاد گرفتم:&lt;br /&gt;1- بندکشی&lt;br /&gt;2- دوغاب دادن&lt;br /&gt;3- سیمان درست کردن &lt;br /&gt;این چند روز خیلی زود گذشت ، اصولا روزهای خوب خیلی زود می گذرد. این بود ماجرای کارگری من در این چند روز خوب !&lt;br /&gt;
 </description>
<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 17:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پندی از کلیله و دمنه</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>
شتری مست مردی را دنبال کرده بود، مرد به نزدیک چاهی رسید . از ترس شتر خود را در چاه آویزان کرد و شاخه ای را که در کنار دیواره چاه روییده بود محکم گرفت و جای پایی نیز در داخل چاه یافت. وقتی به اطراف خود نگاه کرد، دید که چهار مار نزدیک پاهای او هستند و اژدهایی نیز در ته چاه هست. به این علت نه می تواند ته چاه برود و نه می تواند در جای خود باقی بماند .&lt;br /&gt;به بالای سر خود نگاه کرد، دو موش سیاه و سفید مشغول جویدن شاخه ای هستند که او آن را در دست گرفته است. هرچه فکر کرد، چاره ای به خاطرش نرسید. مضطر شد، به یاد آورد مقداری عسل با خود دارد ، اندکی از آن را به لب برد و آنچنان غرق در لذت شیرینی آن شد که وضع خود را فراموش کرد. وقتی به خود آمد که موش ها شاخه را قطع کرده بودند و او به ته چاه افتاد و در دهان اژدها جای گرفت.&lt;br /&gt;دنیا مانند چاه است، موش های سیاه و سفید و سیاه و مداومت آنها در قطع شاخه، همان شب و روز هستند که انسان را به مرگ نزدیک می کنند. و شهدی که آن مرد خورد و به آن سرگرم شد، لذات آنی این جهان است که فایده اش کم و رنجش بسیار می باشد و آدمی را از کار آخرت باز می دارد و اژدها همان مرگ است که از آن چاره ای نیست !؟!&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 12 Jun 2008 07:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند جمله در مورد فوتبال</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>با این که من استقلالی هستم افشین قطبی را حمایت می کنم و از این ناراحتم که به خاطر ماندن استیلی قطبی مجبور به ترک ایران شد.&lt;br /&gt;می شد از او به عنوان سرمربی تیم ملی ایران استفاده کرد. چون بار فنی بسیاری داشت و با فوتبال روز دنیا آشنا بود، اما با سرمربی گذاشتن علی دایی می خواستند مثلا گل های ملی زده شده توسط او را جبران کنند. علی دایی اصلا به حرف خودش عمل نکرد و تمام کسانی که لیاقت تیم ملی را داشتند دعوت نکرد.مانند مبعلی، معدنچی، فرهاد مجیدی ، طالب لو و ... بدانید طالب لو را به این خاطر دعوت نکرد که اولین پنالتی که نتوانست گل بزند او گرفت، با مبعلی مشکل داشت ! از معدنچی خوشش نمی آمد ! و ...&lt;br /&gt;ولی با این وجود امیدوارم تیم ملی ایران همیشه موفق باشد و استقلال هم از پگاه گیلان در فینال جام حذفی 10 بر صفر پیروز شود.&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 07 Jun 2008 07:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تسلیت</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>با تسلیت شهادت حضرت زهرا (س) پس از حدود 180 روز دوباره سلام&lt;br /&gt;اونایی که فکر می کردن مرده ام بدونن که هنوز نمردم !&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 07 Jun 2008 06:30:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و ایرج </title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 18pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;باز هم سلام دیروز در
راه خانه بودم و هر چه می خواستم زودتر به خانه برسم و بازی دو تیم تربیت یزد و
هنرمندان را تماشا کنم خوشبختانه بازی با تاخیر شروع شده بود ، وقتی من به خانه
رسیده بودم فقط 6 دقیقه&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;از بازی گذشته بود که تربیت گل اولش را به ثمررسانده بود
همان لحظه ای که به خانه رسیدم بلیط های بازی را در دست پدرم دیدم با خوشحالی کیفم
را درون خانه گذاشتم وبا برادروپدرم به ورزشگاه شهید&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;نصیری رفتیم آن موقعی که ما
به ورزشگاه رسیده بودیم حدود 35 دقیقه از بازی گذشته بود و تربیت در طی زمان رسیدن
ما به ورزشگاه یک گل دیگر نیز زده بود . من در پی گرفتن امضا از بازیکنان تیم
هنرمندان بودم که در این میان 4 گل رد و بدل شد .&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; یکی سهم هنرمندان و دیگر گل ها
نصیب تربیت شد . یک دفتر با یک خودکار برداشتم و به سوی زمین فوتبال حرکت کردم . اما
چند پلیس که بعضی از آن ها یک ستاره و بعضی سه ستاره روی شانه شان بود جلوی من را&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;
گرفتند . اما به من گفتند برایم امضا می گیرند . دفتر و خودکارم را به آن ها دادم
. ولی آن ها من را مسخره گرفتند و با چند خط بیهوده دفتر من را سیاه کردند . چند
دقیقه ای دم در&lt;span&gt; &lt;/span&gt;ایستاده بودم تا اینکه
گذاشتند داخل زمین بروم .&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; از بین بازیگران ، آقای ایرج نوذری را دیدم و شناختم و
موفق به گرفتن امضا از ایشان شدم . سپس از نیما نکیسا هم یک امضا گرفتم .خواستم
چند عکس از تیم بگیرم که یک پلیس دیگر دوربین را گرفت و من را به بیرون زمین هدایت
کرد . آن موقع دوربین را به من پس داد . ولی برادرم موفق به گرفتن چند عکس از من&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; و
ایرج شد که می توانید آن ها را مشاهده کنید . در آخر هم مسابقه با نتیجه ی 5 بر 1
به سود تربیت به پایان رسید و ما به خانه رفتیم .&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 18pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://i15.tinypic.com/6jz1c0w.jpg&quot;&gt;&lt;span style=&quot;text-decoration: underline;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 157px; height: 117px;&quot; src=&quot;http://i15.tinypic.com/6jz1c0w.jpg&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;        &lt;a href=&quot;http://i3.tinypic.com/867g7k3.jpg&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 161px; height: 120px;&quot; src=&quot;http://i3.tinypic.com/867g7k3.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 18pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; &lt;/div&gt;


</description>
<pubDate>Fri, 07 Dec 2007 11:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دزدی از زندان</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;1&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;      &lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;یک
دختر 19ساله درآلمان از زندان به گونه ی عجیبی فرار کرد با توجه به این که هم&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;
سلولی 18 ساله وی قرار بود از زندان آزاد شود او را داخل چمدانش قرار داد وا&lt;/font&gt;ز
&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;زندان خارج شد با وجود اینکه مامورا&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;ن زندان&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;نسبت به سنگین&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بودن چمدان مشکوک شده
بودند اما به بازرسی نپرداختند.   &lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_22_27.gif&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;


</description>
<pubDate>Sat, 03 Nov 2007 13:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زلزله چیست؟</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: right; direction: ltr; unicode-bidi: embed; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; style=&quot;direction: rtl;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;لرزش ناگهانی پوسته‌های جامد زمین ، زلزله یا زمین لرزه
نامیده می‌شود.&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;دلیل اصلی وقوع زلزله را می‌توان افزایش فشار بیش از حد داخل سنگها
و طبقات درونی زمین بیان نمود. این فشار به حدی است که در سنگ&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; گسستگی بوجود می‌آید
و دو قطعه سنگ در امتداد سطح شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت می‌کنند.&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;به سطح شکستگی
که توأم با جابجایی است، گسل&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;گفته می‌شود.&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;وقتی که سنگ شکسته می‌شود، مقدار
انرژی که در زمان طولانی در برابر شکستگی حالتهای مختلفی را برای آزادسازی انر‍ژی
نهفته شده&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بوجود می‌آورد&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;
بطوری که در ابتدا فشار و نیروهای درونی ممکن است باعث ایجاد
یکسری لرزه‌های خفیف و کوچک در سنگها شود که &lt;span style=&quot;color: green;&quot;&gt;پیش
لرزه&lt;/span&gt; نامیده می‌شود.&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بعد از اینکه فشار درونی بر مقاومت سنگها غلبه کرد
انرژی نهفته آزاد می‌گردد و زمین لرزه اصلی رخ&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;می‌دهد، البته نباید از اثر لرزشهای
کوچکی که بعد از زمین لرزه اصلی نیز اتفاق می‌افتد و به نام &lt;span style=&quot;color: green;&quot;&gt;پس لرزه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;معروف هستند، چشم پوشی کرد .&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 115%;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 115%; color: navy;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;لرزه ، پیش لرزه ، لرزه
اصلی و پس&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;لرزه مجموعا یک زمین لرزه را نشان می‌دهند&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;
&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;
باید توجه داشت که تمام زلزله‌ها با پیش لرزه‌ها همراه نیست و
همچنین پیش لرزه را نمی‌توان مقدمه وقوع یک زلزله بزرگ دانست،&lt;/font&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;زیرا در بسیاری از
موارد یک زلزله مخرب خود یک پیش لرزه فوق العاده مخربی بوده است که در تعقیب آن
اتفاق افتاده است. همچنین در بسیاری از زمین لرزه‌ها زلزله اصلی بدون هیچ لرزه
قبلی و یکباره اتفاق می‌افتند، زلزله‌هایی هم در اثر عوامل دیگر مثل ریزشها (مثلا
ریزش سقف بخارهای آهکی و زمین لغزشها) و یا در بعضی موارد&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA+%D8%A2%D8%AA%D8%B4%D9%81%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C&quot; title=&quot;فعالیت آتشفشانی&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;فعالیتهای آتشفشانی&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;نیز بوجود می‌آید که مقدار و شدت آنها کمتر
است&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 115%;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;.&lt;/font&gt; &lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Sat, 27 Oct 2007 08:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دزد 10 ساله</title>
<link>http://mosigol.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;یک بچه ی 10 ساله در یک عملیات تعقیب و گریز ، پلیس
آمریکا را شرمنده کرد &lt;/font&gt;. &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;داستان از این قرار بود که این پسر بچه ساعت 11 شب اقدام
به سرقت اتوبوس مدرسه کرد &lt;/font&gt;. &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;وی که سویچ اتوبوس را از داخل دفتر مدیر مدرسه به سرقت
برده بود ، این وسیله ی نقلیه را روشن&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; کر&lt;/font&gt;د و با نشستن پشت فرمان به رانندگی پرداخت
. هنگامی که سرایدار مدرسه متوجه این سرقت شد &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;،&lt;/font&gt; پلیس را خبر کرد و ماموران چند
پاسگاه به تعقیب پسر بچه پرداختند . با آنکه پلیس در طول مسیر موانع متنوعی برای
متوقف کردن اتوبوس نصب کرده بود ، اما پسر بچه با مهارت خاصی ازکنار تمام موانع
عبور کرد و خودرو های گشت پلیس را به دنبال خود کشاند . سر انجام پس از 70 کیلومتر  تعقیب و گریز در جاده های برون شهری ، یکی از ماموران موفق شد به داخل اتوبوس راه
یابد و پسر بچه را دستگیر کند . این پسر بچه ماه گذشته نیز قصد سرقت این اتوبوس را
داشت که ناکام ماند .&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 13 Oct 2007 19:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosigol&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>mosigol</dc:creator>
<guid>http://mosigol.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
